سال ها قبل که هنوز تب مسابقات باشگاهی فوتبال چنین همه گیر و شایع نشده بود و تعداد برنامه ها و گزارشگران تلویزیون اندک بودند، با علاقه تمام گزارش کسانی چون آقای عطاءالله بهمنش، مانوک خدابخشیان، مجید وارث و این اواخر جهانگیر کوثری را تعقیب می کردم . گزارشگرانی که علاوه بر گزارش بازی ، نکات فنی را نیز برجسته می نمودند. به ویژه آنان کمتر گرایش مثبت یا منفی خود را به بیینده منتقل می نمودند. نکته ای که امروزه کمتر شاهد آن هستیم و اغلب گزارشگران پر شمار رادیو و تلویزیونی ، گرایشات خود را چاشنی کار می نمایند. بدتر از همه لحن تحقیر آمیزی است که این عزیزان نسبت به تیم مغلوب به کار می برند گویی همچون مانی معتقدند " همیشه حق با برنده است" و اگر تیمی در زمین بازی نتیجه را واگذار کرد می بایست در میادین دیگر (اجتماعی و اخلاقی) نیز نابود شود. اما جالب تر از همه شباهت بسیار زیاد شیوه کار گزارشگران فوتبال (و سایر مسابقات ورزشی) با عملکرد سازمان صدا و سیما است !!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:38  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|
مجله صنعت و توسعه سال سوم شماره 27 در صفحه 52 تا 54 مصاحبه ای از آقای مهندس عباس عبدی منتشر نموده است در بخشی از این مصاحبه ایشان گفته اند " شاید یکی از فرق های من با دیگران این است که من قبل از حضور در هر ستادی ابتدا تحلیل خودم در باره انتخابات را ارائه و سپس به ستاد وارد
می شوم" معنی مخالف این سخن آن است که دیگران اول وارد ستاد می شوند و بعد مبادرت به تحلیل انتخابات می نمایند. از شما چه پنهان پس از خواندن این جملات ، از خدا خواستم به همه ما وسعت نظر بیشتری دهد تا حداقل دیگران را مانند خود صاحب اقلی از عقل و آگاهی بدانیم .
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:34  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|
هر روز پس از تحمل ترافیک سنگین بزرگراه نواب در مسیر جنوب به شمال، از خود می پرسم آیا راه دیگری جز حفر تونل زیر زمینی برای کاهش ترافیک منطقه وجود نداشت ؟ این سوال را چند تن از دوستان مهندس نیز در میان گذارده ام و آنان نیز با من هم عقیده بودند که شاید راه حل مناسب تری وجود داشته باشد، راه حلی که هم سریع تر به بهره برداری برسد و هم ارزان تر باشد؟ (مثل پل یا دو طبقه کردن بزرگراه). همشهریانی که در مسیر مقابل (شمال به جنوب) به خصوص قبل از میدان توحید وارد بزرگراه چمران
می شوند شاید بیش از من این سوال بدون پاسخ را از خود بپرسند. البته ما به عنوان شهروندان خوب همیشه باید بدانیم مسئولان شهری بهترین راه حل ها را می اندیشند راه حل هایی که به فکر ما خطور نیز نمی نماید. نمونه آن علاوه بر تونل توحید،خود بزرگراه نواب است که برای دسترسی به مسیرهای همجوار فکر اساسی نشده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:34  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|
9/2/1388
روزنامه دنیای اقتصاد دیروز(سه شنبه8/2/1388) خبری مبنی بر"حضورآقای افشین قطبی سرمربی محترم تیم ملی در مجلس" را منتشر نموده بود. اینکه چرا باید سرمربی تیم ملی به مجلس برود و اساساً چرا باید این دسته از مسائل این قدر مورد توجه نمایندگان قرار گیرد ؟ نکته قابل توجه و مهمی است و ناخودآگاه سوالاتی به ذهن خواننده متبادر می نماید که ساده ترین آن این است که : آیا مسئله مهم دیگری در کشور ما نیست که وقت نمایندگان عزیز مصروف حل و فصل آن شود؟ از آنجا که به نظر نمی رسد میزان اطلاعات تخصصی و فنی هیچ یک از نمایندگان محترم آن قدر باشد که جلسه مذکور را جلسه ای فنی و کاری تلقی نماییم و به نظر نمی رسد اطلاعات عزیزان از حریفان تیم ملی بیش از ما (تماشگران عادی فوتبال ) باشد، لذا دلیل این جلسه چه می تواند باشد ؟ در واقع مشخص نبودن اولویت مسائل و مشکلات بیش از آنکه زندگی ما (مردم عادی) را تحت تاثیر قرار دهد، مسئولان و تصمیم گیران را دچار روزمرگی و بدتر از آن موج سواری کرده است. به قول سعدی علیه الرحمه "ناکرده کار هر کار کند خراب کند"
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:33  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|
به نام خدا
سرانجام پس از مدت ها کش و قوس آقای افشین قطبی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شدند. برای ایشان و تیم ملی ایران آرزوی موفقیت می کنم و مطمئن هستم فرمول دل شیر آقای قطبی در اینجا نیز جواب می دهد.
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:34  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|
به نام خدا
به دلیل وقوع دو حادثه تروریستی در کشور بحران زده عراق طی دو روز گذشته بیش از ۵۰ نفر از هموطنان مان کشته و زخمی شده اند . به سهم خود به بازماندگان کشته شدگان تسلیت عرض نموده و ابراز همدردی می نمایم و برای مجروحان نیز آرزوی سلامت و بهبود می کنم . امیدوارم امنیت به عراق باز گردد تا هم مردم آن دیار زندگی بهتری داشته باشند و هم زوار ائمه علیه السلام با آرامش به این سفر معنوی بروند. اما آنچه که این مصیبت را بزرگتر و دردناک تر نموده سکوت عجیب و غیر قابل توجیه مسئولان سیاسی و رسانه ای ماست. به طوری که در این مدت عکس العمل مناسبی از مسئولان کشور و یا رادیو و تلویزیون ندیدیم . در حالیکه مدت های مدید دستگاه های تبلیغاتی ما پرتاب کفش یک نفر به نفر دیگر را اعلام و از ابعاد مختلف این حادثه تحلیل های مختلف ارائه می نمودند. تا جایی که همه ما مخاطبان عادی رادیو و تلویزیون ایران به خوبی از اندازه پا ، نوع کفش ، نو یا کهنه بودن آن ... آگاه شده بودیم. اما حادثه مذکور کمترین اثری بر پخش برنامه های جذاب و متنوع رادیو و تلویزیون ما نگذاشته است. نکته تاسف بار دیگر آن است که با این گونه رفتارها این ظن تقویت می شود که برای مسئولان سیاسی و رسانه ای ما وقوع حوادثی اینچنین برای اتباع کشورهای دیگر بیش از اتباع ایرانی ناراحت کننده بوده و آنان را وادار به عکس العمل می نماید.
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:24  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|
به نام خدا
به عنوان یک تازه وارد در حوزه وبلاگ و وبلاگ نویسی به همه کسانی که این سطور را می خوانند سلام می کنم وخوشحالم از این طریق می توانم دوستان جدیدی داشته باشم و با آنها در تماس باشم. البته من قصد داشتم در اوایل سال گذشته به این جرگه به پیوندم . دوستانی که فوتبال ایران را دنبال می نمایند به یاد دارند در آغاز سال 1387 و به خصوص پس از روز بیستم فروردین ( باخت پرسپولیس به استقلال اهواز)، حملات زیاد و بی امانی به سرمربی دوست داشتنی تیم، آقای " افشین قطبی " در روزنامه ها و حتی برنامه های ورزشی رادیو و تلویزیون می شد. حتی جو به گونه ای بود که احتمال برکناری او می رفت. در آن شرایط به صرافت وبلاگ نویسی افتادم تا حداقل به سهم خود از حق فردی که به شدت مورد حمله سازمان یافته قرار گرفته، دفاع کنم. لذا مقدمات کار را فراهم نمودم. اما اولویت های کاری مانع تحقق قصدم گردید. البته من حرف استاد اودبی (بنیان گذار کونگ فو به روایت انیمشین پاندای کونگ فو کار) را قبول دارم که" هیچ چیز اتفاقی نیست". انکار نمی کنم که قصد دارم در باره هر چیزی که ذهن مرا به خود مشغول می نماید بنویسم و این مسئله را عیبی برای خود نمی دانم زیرا به نظر من فضای "سایبر" و به خصوص "وبلاگ" کار " قدح اندیشه " آلبوس دامبلدور در رمان هری پاتر را انجام می دهد. خوانندگان رمان مذکور، به یاد دارند که این جادوگر بزرگ "افکار اضافی" خود را با چوب دستی جادوگری از مغزش بیرون می آورد و درقدحی سنگی کوچکی می ریخت تا بعد "سر فرصت او ناروبررسی کنه"و معتقد بود " وقتی به این صورت در میان، آدم بهتر می تونه ارتباط بین مسائل مختلفو تشخیص بده"[1] . اما علیرغم آنکه محددیتی برای ورود به مسائل مختلف برای خود قائل نیستم، اما تنها از زوایه و منظر "اجتماعی" به آنها خواهم نگریست. مشخص است که نفع این کار در درجه نخست من خواهد رسید زیرا نظرات دیگران نقاط ضعف افکار و نظرات مرا مشخص می سازد، اما فکر می کنم اگر نوشته های من و شما نقش و اثری (هر چند بسیاراندک وناچیز)در گسترش فضای عمومی جامعه داشته باشد، به هدف خود رسیده ایم.
[1] رولینگ ، جی کی ( اسلامیه ویدا 1381): هری پاتر و جام آتش ج 2 ص 690
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:3  توسط غلامرضا فروهش تهرانی
|